در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران، كاندیدای شكست خورده علیرغم اختلاف آراء ده میلیونی، حاضر به پذیرش نتیجه انتخابات نشد. وی كه پیش از پایان یافتن رسمی رأی گیری خود را برنده اعلام كرده بود، مدعی"شعبده بازی" و "تقلب گسترده" در انتخابات شد. ایشان ضمن خودداری از شكایت به نتیجه انتخابات در مسیر قانونی، با فراخواندن هواداران خود به سطح خیابانها در صدد مقابله با نتایج اعلام شده برآمد.

طی این مدت زیان های عظیم مادی و معنوی بر كشور و هموطنان ما تحمیل و فرصتی بی نظیر برای پیشرفت كشور به تهدیدی جدی تبدیل شد.

آسیب های بزرگی از جمله در جری شدن غرب در مذاكرات هسته ای، تهدیدات امنیتی، ایجاد انشقاق در صفوف جامعه، مشغول شدن بخشی از توان و نیروی كشور به این مسایل پس از انتخابات بجای تمركز بر حل مشكلات اصلی مردم و...

 

 

انتخاباتی كه در سال2000 در آمریكا برگزار شد نیز بازنده انتخابات ابتدا نتیجه را نپذیرفت اما پس از طی مسیر قانونی رفتاری كرد كه یك تهدید جدی برای نظام سیاسی آمریكا به فرصتی بزرگ برای آن كشور تبدیل شد. مطالعه تجربیات رقیب و نقاط قوت وی علامت هوشمندی است.

در هفتم نوامبر سال 2000 جرج بوش از حزب جمهوری خواه برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریكا اعلام شد. در این رقابت نفس گیر، كاندیدای حزب دموكرات آل گور علی رغم وجود شبهات مهم، نزدیكی بسیار زیاد آراء و دارا بودن بیش از 500 هزار رأی، پس از مشخص شدن نظر دیوانعالی آمریكا به نتیجه این انتخابات تن داد.

نكته جالب توجه این است كه قضات دیوانعالی آمریكا از طرف رئیس جمهور به صورت مادام العمر انتخاب می شوند و در انتخابات مزبور، هفت نفر از نه قاضی این دیوان منتسب به حزب جمهوری خواه بودند. جالب تر اینكه در این انتخابات در ایالت تعیین كننده و سرنوشت ساز فلوریدا كه رئیس جمهور بعدی را مشخص می كرد، با اختلاف 537 (بله، پانصد و سی و هفت!) رأی، جورج بوش برنده اعلام شد. و این در حالی بود كه درخواست باز شماری آراء، علیرغم اجازه دادگاه عالی ایالتی فلوریدا از طرف دیوانعالی آمریكا نقض شد.

 

 

جالب تر از همه این كه فرماندار این ایالت، آقای جب بوش (Jeb Bush) برادر آقای جورج بوش بود و تعداد زیادی از آراء (حدودا 70 هزار رأی!) كه بخش قابل توجهی از آنها از مناطق دموكرات نشین بود باطله اعلام شده بود.

به هر حال نتایج رسمی این انتخابات علیرغم اختلاف كمتر از یك درصدر بین آراء دو كاندیدا و مطرح بودن شبهات اساسی به شرح زیر اعلام شد:

در ابتدای امر پس از مشخص شدن وضعیت فلوریدا با اختلاف بسیار اندك 537 رأی و باطل اعلام كردن 70 هزار رأی، آل گور نتیجه را نپذیرفت و شرایط سیاسی آمریكا به سمت بحرانی ملی پیش رفت.

انشقاق حاصل در جامعه آمریكا (دارا بودن حدود نصف آراء از هر دو طرف)، مبارزات داغ و پرشور پیش از انتخابات بین دو كاندیدا و شبهات جدی مطرح در رأی گیری، وضعیت را به جهتی می برد كه هر لحظه احتمال گسترده تر شدن اعتراضات و درگیری طرفداران نامزدها و همچنین آبرو ریزی برای نظام آمریكا بیشتر می شد.

 

پیش بینی بسیاری از تحلیلگران داخل و خارج آمریكا، بحرانی ملی و تهدیدی جدی برای جامعه و مشروعیت نظام سیاسی آن كشور بود. اعلام نظر دیوانعالی آمریكا (با شرحی كه رفت!) نیز نمی توانست (و نتوانست!) رأی دهندگان به آل گور را قانع كند.

اما آل گور در یك بیانیه غیر منتظره كه در تلویزیون خطاب به مردم آمریكا بیان كرد، نتایج این انتخابات غیر عادی را پذیرفت و سخنانی تاریخی با شهروندان و هوادارانش درمیان گذاشت. و ناگهان تهدیدی جدی و چالشی اساسی، تغییر ماهیت داد و به فرصت تبدیل شد.

 

 

بیانیه تاریخی ال گور

پس از رای دیوان عالی آمریكا برای توقف بازشماری آرای فلوریدا و انتخاب ناعادلانه جورج بوش

7نوامبر 2000

شب بخیر! چند لحظه پیش من با جورج دبلیو بوش صحبت كردم و به وی به مناسبت برگزیده شدن به عنوان چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده تبریك گفتم، و به وی قول دادم كه اینبار دوباره به وی تلفن نمی زنم {اشاره به مرحله اول كه پس از اعلام نتایج ابتدایی آل گور یكبار به بوش زنگ زده و انتخابش را تبریك گفته بود و پس از مشخص شدن تقلب برادر بوش در آرای فلوریدا، دوباره به وی زنگ زده بود و تبریكش را پس گرفته بود}.

من به وی گفتم كه در اسرع وقت همدیگر را ملاقات كنیم، تا جدایی های حاصل از این مبارزه انتخاباتی را كه پشت سر گذاشتیم، التیام بخشیم.

 

حدود یك قرن و نیم پیش، سناتور استیون داگلاس به آبراهام لینكن كه او را در انتخابات ریاست جمهوری شكست داده بود گفت: "عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد بركت قرار دهد"

بسیار خوب، با حفظ همان روحیه، من به رئیس جمهور منتخب بوش می گویم آنچه كه از كینه ی ناشی از تعلقات حزبی باقی مانده الان بایستی كنار گذاشته شود، و خداوند تصدی سرپرستی كشور توسط وی را مورد بركت قرار دهد.

نه من و نه بوش این مسیر طولانی و سخت را پیش بینی نمی كردیم. قطعا هیچكدام از ما دو نفر نمی خواست اینگونه شرایطی پیش بیاید. ولی به هر حال پیش آمد، و الان به پایان رسید، و حل شد، همانگونه كه باید حل می شد، از طریق نهادهای محترمِ دموكراسی ما.

 

 

در بالای كتابخانه ی یكی از دانشكده های بزرگ حقوق ما این شعار حك شده: "نه تحت انسان بلكه تحت خداوند و قانون". این اصل حكمرانی آزادی آمریكایی است، سر چشمه ی آزادیهای دموكراتیك ما. من سعی كرده ام كه این را راهنمای خودم در این مبارزه قرار دهم، همانگونه كه این شعار، آمریكا را در بررسی همه ی مسائل پیچیده ی پنج هفته ی گذشته راهنمایی كرد.

اكنون كه دیوانعالی آمریكا صحبت كرده است، بگذارید هیچ گونه شكّی نباشد، در حالی كه من قویا با نظر دیوانعالی مخالفم، ولی آن را می پذیرم. من قطعیت نتیجه ای را كه دوشنبه ی آتی در كالج الكترال به تصویب می رسد می پذیرم.

من همچنین مسئولیت خود را، كه بی قید و شرط واگذار خواهم كرد، می پذیرم تا به رئیس جمهور منتخب احترام گذاشته باشم و آنچه كه ممكن باشد انجام خواهم داد تا به او كمك كنم كه آمریكا را دور هم آورد برای تحقق بخشیدن به رؤیای بزرگی كه بیانیه استقلال ما تعریف می كند و قانون اساسی ما به آن تصریح و از آن دفاع می كند.

بگذارید بگویم كه من چقدر قدردان كسانی هستم كه از من و از هدفم كه برای آن مبارزه كردیم حمایت كردند. من و تیپر {نام همسر وی} احساس سپاسگزاری عمیقی نسبت به جو و هاداسا لیبرمن {معاون اول اعلام شده الگور} داریم كه شور و هدف والایی را برای همكاریمان به ارمغان آوردند و درهای جدیدی گشودند، نه فقط برای مبارزه ی انتخاباتی ما بلكه برای كشورمان.

 

این یك انتخابات غیرعادی بوده است. ولی در یكی از راههای غیر منتظره ی خداوند، این بن بستِ با تأخیر شكسته شده، می تواند همه ی ما را به مفهومی مشترك اشاره دهد. نزدیك بودن زیاد آن، می تواند به ما یادآور شود كه ما مردمی یكپارچه ایم با تاریخی مشترك و سرنوشتی مشترك.

دیگر منازعات هفته ها به طول انجامیدند تا حل شدند. و هر بار، هم طرف پیروز و هم طرف شكست خورده، نتیجه را با صلح و آرامش پذیرفتند و با حفظ روحیه آشتی و مصالحه.

 

پس بگذارید برای ما نیز همینطور باشد.من می دانم كه بسیاری از هواداران من اندوهگین شده اند. من هم همینطور. ولی اندوه ما بایستی با عشق ما به میهن از بین برود.

و من به كشورهای جهان می گویم، هیچ كس این مبارزه را نشانی از ضعف آمریكا نبیند. اقتدار دموكراسی آمریكا از طریق مشكلاتی كه پشت سرگذاشته نمایان شده است.

برخی گفته اند كه ماهیت غیر عادی این انتخابات ممكن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشكل كند. من این سخن را باور ندارم.

رئیس جمهور بوش، وارث ملتی است كه شهروندانش آماده اند تا به او در انجام وظایف بزرگش یاری رسانند. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریكاییها، خصوصا از همه ی كسانی كه با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند.

 

در حالی كه زمان كافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اكنون زمان آن است كه بدانیم آنچه ما را متحد می كند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می كند. در حالی كه ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای كه نسبت به حزب داریم. اینجا آمریكاست و ما كشور را قبل از حزب در نظر می گیریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم.

در مورد آنچه كه من پس از این انجام خواهم داد، هنوز نمی دانم. مثل بسیاری از شما من منتظر گذراندن تعطیلاتم با خانواده ام و دوستان قدیمیم هستم. من می دانم مدتی در تنسی بسر خواهم برد و به تقویت ارتباطاتم خواهم پرداخت.

برخی از من پرسیده اند آیا نسبت به چیزی افسوس می خورم، بله من نسبت به یك چیز افسوس می خورم و آن این است كه این فرصت را نداشتم تا بمانم و برای مردم آمریكا در چهار سال آتی مبارزه كنم، مخصوصا برای آنها كه نیاز دارند باری از دوششان برداشته شود و مانعی از جلویشان جابجا شود، بطور خاص برای آنها كه صدایشان شنیده نشده است. من صدایتان را شنیدم و هرگز فراموشش نمی كنم.

 

 

من آمریكا را در این مبارزه ی انتخاباتی دیده ام و آنچه را كه دیدم دوست دارم. ارزش آن را دارد كه برایش مبارزه كنم و آن مبارزه ایست كه هیچگاه متوقفش نخواهم كرد.

و در مورد مبارزه ای كه امشب به پایان می رسد، من باور دارم، همانند پدرم كه یكبار گفت، شكست هر چقدر هم سخت باشد، به خوبی پیروزی می تواند روح را شكل دهد و شكوه را بروز دهد.

این مبارزه همانطور كه شروع شد، به پایان رسید: با محبت به تیپر و خانواده مان، و با ایمان به خدا و ایمان به كشوری كه خدمتش افتخارم است، از ویتنام تا معاونت رئیس جمهوری، و با قدردانی از اعضاء و داوطلبان خستگی ناپذیر پویش انتخاباتی ما، از جمله افرادی كه با سختی و جدیت طی 36 روز گذشته در فلوریدا كار كردند.

اكنون مبارزه ی سیاسی به پایان رسیده، ما همگی بر می گردیم به تلاش انتها ناپذیر برای منفعت مشترك همه ی آمریكاییها و جمعیت كثیری در دنیا كه به ما برای رهبری راه آزادی نگاه می كنند.

 

مطابق سرود بزرگ ما: "آمریكا، آمریكا"، "بگذار خوبی تو را بپوشانیم با برادری از دریا تا دریا"

و اكنون، دوستان من، در عباراتی كه یكبار من خطاب به دیگران {رقبا} گفتم، الان زمان برای رفتن من است.

متشكرم و شب بخیر .

خدا آمریكا را مورد بركت قرار دهد.

 

 

یكبار دیگر پاراگراف ابتدایی و متن فوق را با دقّت بخوانید ... و برای یك لحظه تصور بفرمایید كه زمان به عقب برگشته، و ما اینك در 5 تیر ماه سال 1388 هستیم و جناب آقای موسوی پس از مطرح كردن رسمی شكایات خود با مستندات قانونی، مواجه با تایید نهایی انتخابات توسط شورای نگهبان شده اند و ایشان علیرغم اینكه قلبا این نتایج را نمی پذیرند و تعداد زیادی از طرفدارانشان اعتراض دارند، اما در اولین بیانیه رسمی شان پس از تأیید نتایج توسط نهاد قانونی مسئول اینگونه سخن گفته اند:

"اگر چه قویاً مخالف حكم <شورای نگهبان> هستم، اما به خاطر اقتدار نظام و اتحاد ملّت < ایران> آن را می پذیرم. این مناقشه دشوار < چند > هفته به طول انجامید و اكنون توسط نهادهای محترم قانونی حكومت ما به اتمام رسید. لذا وظیفه خود می دانم با احترام و تبریك به رئیس جمهور جدید، با او همكاری نموده و در مسیر ایجاد اتحاد و همبستگی میان ملت < ایران > قدم بردارم. می دانم كه بسیاری از هواداران من مانند خودم اندوهگین شده اند، اما عشق ما به وطن باید بر این اندوه غلبه كند.

 

فرصت را مغتنم می شمارم تا به جهانیان بگویم كه به هیچ وجه تصور نكنند كه این رقابت نشانگر ضعف < ایران > است، بلكه اقتدار < ایران > در غلبه كردن بر مشكلات خود را نمایان كرده است.

برخی ابراز نگرانی كرده اند كه به خاطر ماهیت غیر عادی این انتخابات رئیس جمهور بعدی ممكن است در اداره كشور دچار مشكلاتی شود. من این سخن را نمی پذیرم، و اعلام می دارم كه شخصا در خدمت او خواهم بود. از همه ی < ایرانیها >، خصوصا از همه ی كسانی كه با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند.

در حالی كه زمان كافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اكنون زمان آن است كه بدانیم آنچه ما را متحد می كند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می كند.

 

 

در حالی كه ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای كه نسبت به حزب داریم. اینجا < ایران > است و ما كشور را قبل از حزب در نظر می گیریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم.

برخی از من پرسیده اند آیا نسبت به چیزی افسوس می خورم، بله من نسبت به یك چیز افسوس می خورم و آن این است كه این فرصت را نداشتم تا بمانم و برای مردم < ایران > در چهار سال آتی مبارزه كنم، مخصوصا برای آنها كه نیاز دارند باری از دوششان برداشته شود و مانعی از جلویشان جابجا شود، بطور خاص برای آنها كه صدایشان شنیده نشده است. من صدایتان را شنیدم و هرگز فراموشش نمی كنم.

من < ایران > را در این مبارزه ی انتخاباتی دیده ام و آنچه را كه دیدم دوست دارم. ارزش آن را دارد كه برایش مبارزه كنم و آن مبارزه ایست كه هیچگاه متوقفش نخواهم كرد.

اكنون مبارزه ی سیاسی به پایان رسیده، ما همگی بر می گردیم به تلاش انتها ناپذیر برای منفعت مشترك همه ی < ایرانیها > و جمعیت كثیری در دنیا كه به ما برای رهبری راه < امام > نگاه می كنند.

متشكرم و شب بخیر، و خدا < ایران > را مورد بركت قرار دهد."

 

 

اگر ملت ما و طرفداران پرشور دوطرف بیانیه فوق را می شنیدند، در آن موقع فكر می كنید وضعیت آقای موسوی نزد افكار ملت شریف و اخلاق محور كشورمان چه صورتی می یافت؟

وضعیت كشورمان از نظر اقتدار سیاسی، ثبات سیستم، رشد و شكوفایی مادی و معنوی چگونه می شد؟

همبستگی مردم، وحدت ملی و صمیمیت بین آحاد جامعه پس از یك رقابت نفس گیر انتخاباتی چطور؟

نگاه متحدان ما و بسیاری دیگر از ملت ها كه به ما به عنوان الگو نگاه می كنند چطور؟ ...

 

 

حال تصور بفرمایید، اگر آقای آل گور پس از اعلام رأی دیوانعالی نتیجه را نمی پذیرفت و «تیپر گور» همسر ایشان طی مصاحبه ای با بخش انگلیسی تلویزیون برون مرزی كوبا (دشمن قدیمی آمریكا) اعلام می داشت كه: "یك سری نقاطی هستند كه اصلا مشخص است كه خودش ملاك تشخیص نادرست بودن نتایجی است كه <دیوانعالی> اعلام كرده است. مثلا <پام بیچ> و <میامی- دید> هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند كه به كس دیگری رأی بدهند. خود من <كالیفرنیایی> هستم و <آل> هم بارها گفته من داماد <كالیفرنیا> هستم. بنابراین اهالی <كالیفرنیا>، <آل> را نمی گذارند به آقای < بوش > رأی بدهند. این دو تا ملاك است و باقی موارد هم شبیه همین است".

 

 

وی همچنین در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار شبكه انگلیسی زبان كوبا مبنی بر ارائه مستندات اظهار داشته بود: "در < ایالتها > و < واشنگتن > در واقع تجمع مردم حاكی از این بود كه آرای < آل گور > بسیار بالاتر از آنكه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران < جورج > درمقابل طرفداران < آل > در حد یك صدم بودند"

اما «تیپر گور» چنین مصاحبه ای نكرد. او بخاطر عشق به كشورش و همبستگی ملی در آمریكا در برابر اقدامات كاملا مشكوك فرماندار ایالت فلوریدا (برادر جورج بوش) و رای غیر منصفانه قضات دیوان عالی آمریكا (كه به حزب جمهوری خواه تمایل داشتند)، سكوت كرد و برای آرام ساختن هواداران متعصب حزب دموكرات، به یاری همسرش شتافت. اعتراض و كنایه های تندروهای حزب را شنید اما هیچ حركتی نكرد تا اتحاد ملی آمریكایی ها اندك صدمه ای ببیند.

 

امروز آل و تیپر گور، یكی از محترم ترین زوج ها در ایالات متحده محسوب می شوند و در تاریخ آمریكا از آنها به نیكی یاد خواهد شد.