مسئول دولت وقت (آقای مهندس موسوی) با تشریح وضعیت اقتصادی و اجتماعی كشور صراحتاً خواستار تصمیم عاجل شده بود. نظر وزارت خارجه هم همین بود. فرماندهان اصلی جنگ نیز به دلیل شرایط خاص حاكم بر جنگ و دخالت مستقیم ناوهای آمریكایی در منطقه و زدن هواپیمای مسافربری و از همه مهمتر كاربرد وسیع سلاح شیمیایی از سوی عراق معتقد بودند كه تداوم جنگ ـ بصورت كنونی آن ـ امكانپذیر نمی باشد.
حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در بهمن ماه سال 1381 همزمان با روزهای جشن پیروزی انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران به تشریح نظرات خود درباره مسایل مختلف تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت.
در بخشی از این مصاحبه كه متن كامل آن در تاریخ ١٨/١١/٨١ بر روی خروجی خبرگزاری دانشجویان ایران قرار گرفته،به موضوع چگونگی پذیرش قطعنامه ٥٩٨ اشاره شده است كه درپی میآید.
انصاری اظهار داشت: «بر این نكته تاكید میكنم كه اصولاً امام خمینی (ره) در امور حكومتی و خصوصاً مسایل مهم آن شدیداً پایبند به مشورت با كارشناسان و مسئولین بودند و این یك دستور دینی و قرآنی است كه در تاریخ حكومت پیامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نمونههای زیادی نقل شده است.»
وی گفت: «حضرت امام هیچگاه نسبت به مسئولیتی كه در مسند رهبری انقلاب اسلامی و فرماندهی كل قوا برعهده داشت فرافكنی نكرده و شانه از زیربار مسئولیت خالی نمی كرد. مبانی تصمیمگیری و مدیریت امام خمینی در مسایل اجتماعی و حكومتی منبعث از مبانی دینی و احكام الهی بود كه بر توكل بر خدا و تدبیر عاقلانه امور و مشورت با اهل خرد و خبره و در نظرگرفتن مصالح عامه كشور و مردم و خصوصاً خواست عمومی ملت و همراهی و همدلی مردم استوار بود. در چنین فرایندی بود كه امام خمینی تصمیمات خویش را صادقانه و شفاف با مردم در میان می گذاشت و اجرای آنرا مدبرانه و با قاطعیت راهبری می كرد،جریان دفاع هشت ساله و تصمیم به تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر نیز دقیقاً درچنین فرایندی تصمیمگیری شده است. امام بعد از فتح خرمشهر سرانجام به این جمعبندی میرسند كه توقف یكطرفه جنگ در آن شرایط به زیان ایران و بسود متجاوز خواهد بود.»
وی یادآور شد: «در آن زمان عراق از هیچیك از ادعاها و رفتارهای خود دست برنداشته بود و قطعنامههای سازمان ملل ـ كه تا آنروز تصویب شده بودند ـ نیز اصول عمده شرایط ایران را تضمین نمیكرد و اگر در این شرایط ایران تن به آتشبس میداد، معنایش پذیرفتن ادعاهای عراق بود. ضمن اینكه هنوز بخشهایی از خاك ایران در اشغال متجاوز بود. مرور زمان و مقاومت جانانه دولت و ملت ایران حقانیت ایران را در دفاع مشروع خویش به اثبات رسانید. این نقطه افتخار ایران ـ در دوران رهبری امام و روحانیت ـ است كه در قیاس با جنگهایی كه در سدههای اخیر در ایران به وقوع پیوسته برای اولین بار است كه درگیر یك جنگ فرسایشی می شود، اما در مقام احقاق حق حتی یك وجب از خاك خود را از دست نمیدهد و حقانیت خویش را ثابت میكند. گروههایی كه در روزهای سخت دفاع مقدس، مردم را تنها گذاشتند و با شبنامهها و كارشكنیها و نقزدنهای خویش بر زخم آنان نمك رنج پاشیدند، امروز برای توجیه عدم همراهی خود و پاك كردن این نقطه سیاه در كارنامه خویش به انواع توجیه ها و تحریفها روی آوردهاند.»
حمید انصاری خاطرنشان كرد: «پس از پیروزی انقلاب تمام هم و غم امام و مردم ایران بر استقرار نظام سیاسی و حل مشكلات داخلی متمركز بود. فرمان بازسازی خرابیهای رژیم پهلوی و جهاد سازندگی صادر شده بود و مردم با شور و شوق برای ساختن كشورشان دست بكار شده بودند كه ناگهان تجاوز وحشیانه و گسترده رژیم بعث عراق مسیر دیگری را رقم زد. از نخستین صبح پیروزی انقلاب و حتی از ماهها قبل از آن اخبار مداوم حاكی از شرارتهای صدام و تحریك ضد انقلاب در كردستان و تجاوزات مرزی مكرر بود. جنون فزونخواهی صدام از آغاز انقلاب نشانههای خود را بروز داده بود ولی متاسفانه شرایط سالهای آغازین پیروزی و وضعیت نیروهای مسلح و شرایط دولت موقت و پس از آن، دوران بنی صدر، وضعیتی را پدید آورد كه صدام قصد خویش را به خیال اشغال كم هزینه و سه روزه ایران و یكسره كردن كار انقلاب اسلامی با دست زدن به تهاجمی همه جانبه ـ كه قطعاً و مستنداً تاییدیه آنرا قبلاً از امریكا و برخی دولتهای اروپایی و شوروی گرفته بود ـ عملی ساخت. تنها راه باقیمانده و منطقی و مشروع برای ملت ایران در چنین شرایطی دفاع از میهن و انقلاب خویش و دفع تجاوز تا احقاق حقوق خویش بود كه بحق نیز از عهده آن با شجاعت و سرافرازی برآمد.»
وی در ادامه گفت:« در قطعنامه ٥٩٨ حداقلی از شرایط چهارگانه ایران از لحاظ حقوق بینالملل و تضمینهای بینالمللی ضمانت شده بود. ایران آتشبس را پذیرفت و حقانیتش در جنگ ثابت شد.»
انصاری درباره پذیرش قطعنامه ٥٩٨ از سوی حضرت امام (ره) گفت: «مدتها قبل از پذیرش قطعنامه مكاتبات و جلسات مسئولین نظامی و سران قوا با امام وجود داشت. به صورت مشخص از آنچه به یاد دارم آقای مهندس موسوی، آقای محسن رضایی و برخی دیگر از مسئولین سپاه و ارتش در این رابطه به امام نامه نوشتهاند. آقای هاشمی رفسنجانی نیز نامه مفصلی نوشتند. مسئول دولت وقت (آقای مهندس موسوی) با تشریح وضعیت اقتصادی و اجتماعی كشور صراحتاً خواستار تصمیم عاجل شده بود. نظر وزارت خارجه هم همین بود. فرماندهان اصلی جنگ نیز به دلیل شرایط خاص حاكم بر جنگ و دخالت مستقیم ناوهای آمریكایی در منطقه و زدن هواپیمای مسافربری و از همه مهمتر كاربرد وسیع سلاح شیمیایی از سوی عراق معتقد بودند كه تداوم جنگ ـ بصورت كنونی آن ـ امكانپذیر نمی باشد.»
وی گفت: «ادبیات سیاسی جهان بهگونهای است كه ما عادت كردهایم باور كنیم مسایل پشت پرده یك چیز است و آنچه مطرح میشود، چیز دیگری است اما باید توجه داشت كه این امر در مورد امام و شخصیتهای الهی صدق نمیكند. مشی امام و انقلاب اسلامی ایران دقیقاً بر اساس خطمشی انبیا بود، همه چیز در متن یك نوع تعامل مستقیم و بیواسطه بین رهبری امام و مردم صورت می گرفت. اینگونه نبود كه یك حزب سیاسی منافع حزبی خود را سبك و سنگین كند و از ابزار رهبری حزب ـ مشابه آنچه كه در اكثر كشورها متداول می باشد ـ در جهت پیشبرد اهداف حزب خود استفاده كند.»
وی تاكید كرد: «نظر امام در مورد قطعنامه همان مطالبی است كه در پیام خود آورده اند. امام زبان مردم ایران را دقیق میفهمید و مردم نیز نیازی نداشتند تفسیر حرفهای شفاف و صریح و صادقانه امام را از زبان مسئولین و دیگران بشنوند.»
وی خاطرنشان كرد: «بحثها و تجزیه تحلیلها از چند ماه قبل از پذیرش قطعنامه مطرح بود، با پیگیری جمهوری اسلامی قطعنامه ٥٩٨ حاوی نكات و جنبههای مهم از شرایطی بود كه از سوی ایران بعنوان پیش شرطهای خاتمه جنگ اعلام شده بود و در قطعنامههای قبلی وجود نداشت. با تصویب این قطعنامه و دلایل توجیهی مسئولین و شرایطی كه اتفاق افتاد امام نظر خود را اعلام كردند و مسئولیت و تلخی آن را نیز شجاعانه پذیرفتند. اكنون كه سالها از پایان جنگ می گذرد و مقامات كاخ سفید و دولتهای اروپایی این حامیان دیروز صدام خود مبتلای به عراق شدهاند یكی پس از دیگری لب به اعتراف رسمی گشوده اند، اعترافات تكان دهنده آنان در رابطه با گسیل حجم عظیم سلاح شیمیایی و میكربی و انواع مدرنترین سلاح كشتار جمعی آمریكایی و اروپایی به عراق در زمان تجاوز به ایران، عظمت كار باورنكردنی امام و ملت ایران را بیش از پیش آشكار ساخته است.»