معرفی کتاب:
بسمالله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا كانهم بنیان مرصوص
به راستی خداوند دوستدار كسانی است كه در ردههای بهم فشرده و استوار در راهش پیكار میكنند و چونان بنیادی سربین بهم پیوسته و خلل ناپذیرند
كتاب سازمان مجاهدین انقلاب
طاغوت در گسترش جهل و جور و جوع انسان را به فاجعه میكشید، اما فریاد سرخ و شب شكن شهیدان چونان تازیانهای شعلهور بر فرق سلطهگران فرود آمد ...
قلب تاریخ طپیدن آغاز كرد و انقلاب اسلامی ایران بیاری لایزال و لطف بی چون پروردگار همراه ایثارها و شهامتها شگفتاور ملت مسلمان به رهبری پیامبرانه قائد اعظم امام خمینی تا بدین مرحله پیش تاخت ...
و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با چنان پیامی و اعلانی ، موجودیت یافت. روز هفتم فروردین ماه هزار و سیصد وپنجاه و هشت و یك ماه و اندی گذشته از پیروزی پرشكوه انقلاب اسلامی در بیست ودوم بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت، از ائتلاف هفت گروه مبارز و مجاهد دوران طاغوت شكل گرفت. گروههای انقلابی: امت واحده، توحیدی بدر، توحیدی صف، فلاح، فلق ، منصورون و موحدین كه هر یك در زمان مبارزات پیش از انقلاب علیه طاغوت، در پیكار مسلحانه كه شیوهی مبارزهی عام و رایجی در ایران نبود، پا به میدان نهاده واقدامات مختلفی در مناطق گوناگون كشور، از جمله در خوزستان، كرمان، تهران و دیگر نقاط ایران انجام میدادند.
گروه منصورون ، از فعالترین گروههای سیاسی ـ نظامی سازمان بوده است. این گروه از تلفیق شاخههای متعدد در استان خوزستان شكل گرفت و بعدها دامنهی مبارزات انقلابی خود را به سایر نقاط كشور گسترش داد. شاخههای اولیه شكلدهنده گروه منصورون عبارت بودند از :
1ـ شاخهی خرمشهر (1349ـ1353) 2ـ شاخهی دزفول ـ گروه سبحانی (1349ـ1354)
3ـ شاخهی اهواز (1351ـ1353) 4ـ شاخهی شهید غلامحسین صفاتی دزفولی پارانیش (1351ـ1354)
نكتهی قابل توجه در بررسی این گروهها و شاخههای مبارزاتی آن است كه همه ایشان داعیهی مبارزهی اسلامی ناب و به دور از هر گونه التقاط داشتند و سعی میكردند خویش را از بند فرهنگ مبارزه متأثر از ماركسیسم كه در آن برهه سلطه داشت رها سازند ...
بدین منظور حتی فرهنگ واژگان و مفاهیم بكار بردهی خود را نیز منقلب ساخته و واژگان متأثر از فرهنگ اسلامی را جایگزین میكردند. به عنوان مثال: حصن بجای خانهی تیمی یا خانهی مخفی عبرت بجای جمعبندی یا نتیجهگیری ، تزكیه بجای خودسازی و ...
البته با همهی این موارد همچنان اشتراكات مفهومی در شكلگیری و اهداف و اقدامات این گروههای مبارزاتی انقلابی با گروههای ماركسیستی وجود داشت. به عنوان نمونه اگر به مهمترین اهداف تأسیس این گروه دقت كنیم به موارد ذیل برمیخوریم:
1ـ پیگیری و بررسی و ارائهی ایدئولوژی اصیل اسلامی
2ـ بررسی دقیق اینكه در جامعه چگونه میتوان انقلاب را تودهای كرد
3ـ پایهریزی سازمانی كه بتواند مبارزه را تا پایان ادامه داده ، آن را به سرانجام برساند
گاه به دلیل اوضاع و احوال اجتماع و طی مبادله نظر و مذاكره میان اعضا و دیگر گروههای دانشجویی فعال و نیز روحانیت، استراتژی گروههای مبارزاتی تغییر مییابد. اما همچنان مبارزه و بویژه اعدام انقلابی ، شیوه باثبات این گروهها بود. به عنوان نمونه، در دزفول، استوار ژاندارمری ، فرخ شاهی كه عامل سركوب اعتصابات كارگران و كارمندان سازمان آب و برق، ویرانی منازل مسكونیشان و نیز بخاك و خون كشیدن تظاهرات مردم در شهر و مزار شهدا بود، در آذر 1357، اعدام انقلاب شد.
باری، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، كتابی است كه مركز اسناد انقلاب اسلامی در طرح تدوین تاریخ انقلاب اسلامی ، تهیه و بچاپ رسانده است. عنوان كامل كتاب ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از تأسیس تا انحلال 1358ـ1365، است كه مهدی سعیدی مؤلف محترم آن، روند شكلگیری گروههای هفتگانه و تشكیل سازمان تا زمان انحلال آن، در سال 1365، بنا به استعفای آیتالله حسین راستی كاشانی، نمایندهی حضرت امام در سازمان، و موافقت امام، مبنی بر غیر ضروری بودن سازمان، مورد كند و كاو قرار میدهد. كتاب، در دو بخش تنظیم شده است: بخش اول / به روند شكلگیری و مبارزات هفت گروه شكل دهندهی سازمان در هفت فصل جداگانه پرداخته شده است.
بنا به اعتراف نویسنده كتاب، تاریخ شفاهی شکل گیری و مبارزات گروه های هفت گانه بر تاریخ مكتوب و اسناد قابل اعتماد( بدلیل كمبود) ، غالب است. در بهرهگیری از تاریخ شفاهی، بویژه به شیوهی پرسش و پاسخ یا مصاحبه، به دلیل گذشت قریب به 30 سال از حوادث و مبارزات، و یاری نكردن حافظهی مصاحبه شوندگان، برخی پرسشها ، معالاسف بیپاسخ میماند. به همین دلیل بخش اول كتاب از لحاظ تعداد صفحات و حجم مطالب با بخش بعدی آن برابری نمیكند.
بخش دوم كتاب، بخش محوری آن، از ابتدای دوران شكلگیری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در 1358 تا انحلال آن درسال 1365 را در برمیگیرد. و مشتمل بر چهارفصل است. فصل اول به چگونگی ائتلاف هفت گروه مبارز و مقدمات شكلگیری سازمان میپردازد. فصل دوم، برخی از اقدامات انجام شده و موضاع اتخاذ شده در قبال حوادث سالهای 1358 تا 1360 را در بردارد. فصل سوم، به بررسی روند تاریخی اختلافاتی درون سازمانی كه منجر به استعفای بسیاری از اعضا در 1360 انجامید، میپردازد. و در نهایت ، آخرین فصل كتاب به انحلال سازمان در 1365 و جمعبندی مباحث ارائه شده، اختصاص یافته است. نویسندهی كتاب ، به دوران پایانی سازمان، دوران ركود نام داده است.
پایان كتاب، دو بخش ملحق دارد: اول، بخش اسناد كه سی و هفت سند از اسناد و بیانیهها و اعلانهای سازمان درزمانهای مختلف از جمله سند استعفای محسن رضایی ، آورده شده و بخش دوم، ضمائم نام دارد كه شامل، فهرست اسامی شهیدان سازمان، فهرست منابع و اعلام میباشد.
حسین سرفراز